صفحه اصلی > اخبار : استاد شهریار استمراردهنده تشیع به زبان روز است + فیلم

استاد شهریار استمراردهنده تشیع به زبان روز است + فیلم

اگر شعر «استاد شهریار» را تنها در قاب غزل‌های عاشقانه، «حیدربابایه سلام» یا اشعار مشهور مذهبی او ببینیم، بخشی از جهان فکری این شاعر را از دست خواهیم داد.

«استاد شهریار» شاعری است که زندگی و زمانه خود را زیسته و درباره آن سروده است؛ از تجربه‌های عاطفی و شخصی گرفته تا تحولات اجتماعی و سیاسی، از دلبستگی به سرزمین و مردم ایران تا ایمان و ارادت به قرآن و اهل‌بیت(ع). از همین منظر، شعر او را می‌توان عرصه‌ای برای تلاقی چند جهان دانست؛ جهان سنت و مدرنیته، میراث و نوآوری، عشق و معنویت، فرد و جامعه و در نهایت گذشته و انسان امروز.

این ویژگی به شعر «استاد شهریار» امکان داده است که همچنان قابلیت گفت‌وگو با نسل‌های بعدی را داشته باشد. زبان او، برخلاف بسیاری از متون کلاسیک که ممکن است برای مخاطب امروز نیازمند واسطه و شرح باشد، به زمان معاصر نزدیک‌تر است و تجربه‌های انسانی او برای مخاطب امروز قابل لمس باقی مانده است. در همین نقطه است که مسئله «هویت فرهنگی» اهمیت پیدا می‌کند؛ هویتی که در شعر فارسی نه جدا از فرهنگ اسلامی، بلکه در گفت‌وگویی تاریخی و خلاقانه با آن شکل گرفته است.

۲۷ شهریور، افزون بر آنکه یادآور نام «استاد شهریار» است، فرصتی برای اندیشیدن به جایگاه «شعر و ادب فارسی» در زندگی امروز ایرانیان نیز محسوب می‌شود. در روزگاری که نسل نوجوان و جوان با حجم گسترده‌ای از اطلاعات، روایت‌ها و محصولات فرهنگی در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی مواجه است، پرسش اساسی این نیست که چگونه می‌توان آنها را تنها با گذشته ادبی آشنا کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان این میراث را به زبانی تازه و در قالب تجربه‌ای قابل فهم و جذاب، به زندگی امروز آنان پیوند زد. ایکنا این موضوع را در قالب نشستی با اساتید این حوزه بررسی کرد.

در بخش دوم این نشست، گفت‌وگو از شعر و اندیشه «استاد شهریار» به موضوعاتی همچون وطن‌دوستی، نسبت ایمان و هویت، تجربه عاطفی شاعر، ماندگاری شعر، ظرفیت ادبیات فارسی برای انتقال میراث معنوی و در نهایت چگونگی مواجهه با نسل امروز کشیده می‌شود.

صفی‌الله ملکی؛ استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، اکبر ستاری؛ شاعر و نویسنده و نرگس شیدایی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه ادبیات در قامت مهمانان نشست تخصصی ایکنا، همچنین از ضرورت شناخت ذائقه و زبان نسل جدید و بازآفرینی میراث دینی و ادبی در قالب‌های متناسب با زیست رسانه‌ای امروز سخن می‌گویند.

از این منظر، روز «بزرگداشت استاد شهریار» تنها موضوع یک بزرگداشت سالانه نیست؛ بلکه می‌تواند نقطه عزیمت دوباره‌ای برای پرسش درباره نسبت شعر، دین، هویت، ایران و انسان معاصر باشد؛ پرسشی که همچنان برای شعر و ادب فارسی و برای جامعه امروز ایران اهمیت دارد.

در ادامه بخش دوم و پایانی این میزگرد از خاطرتان می‌گذرد.

ایکنا ـ جناب ملکی بخش دوم این میزگرد را با شما آغاز می‌کنم. در بخش اول این میزگرد شما در بازنمایی ساحت عرفانی و بهره بردن «استاد شهریار» از قرآن و حدیث، به عقبه عرفان در شعر و ادب فارسی ارجاع داشتید و آبشخور چنین تحولی در «استاد شهریار» را به قرن‌ها سابقه وجود و حضور نور الهی در شعر و ادب فارسی مربوط دانستید. از «اسفار اربعه» گرفته تا روایت‌های عرفانی در شعر فارسی در کلام شما مطرح شد؛ اما مسئله در حقیقت، ایستادن میان لبه سنت و مدرنیته است که «استاد شهریار» تام و تمام آن را در شعر معاصر فارسی نمایندگی می‌کند. شاید اگر بخواهیم ادیبانه نگاه کنیم، این روایت می‌تواند ما را در حوزه زندگی زمینی و زندگی اخروی، یعنی آخرت و قیامت، استوار کند. شما در نوشتار و گفته‌های پیشین‌تان چه در قالب احادیث و چه در قالب آیات، از «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» تا آنچه درباره دنیا و آخرت مطرح شده، اشاراتی داشتید. در کنار این مسئله ما مفاهیم و اتفاق‌های این‌روزها را نیز در نظر و خاطر داریم؛ مسئله‌ای که شاید این روزها، بعد از دو جنگی که پشت سر گذاشتیم، یعنی «جنگ دوازده ‌روزه» و جنگ تحمیلی سوم، دفاع مقدس، «جنگ رمضان»؛ همه و همه سبب شده تا موضوع بازیابی هویت فرهنگی در قالب وطن‌دوستی، اهمیت بیشتری حتی در ادبیات روزمره ما پیدا کند چه رسد در ساحت زبان و شعر فارسی! شاید نوع نگاهی که «شهریار» در زمان خود، به واسطه حضور انگلیسی‌ها و مسائل مشابه، داشت، امروز نیز برای ما قابل تأمل باشد. با این نگاه، به بلندای جایگاه شعر دیروز «استاد شهریار» در جامعه امروز ایران داشته باشید.

صفی‌الله ملکی: یکی از حُسن‌های بسیار بزرگ «استاد شهریار» آن است که از شاعران معاصر است. علاوه بر اینکه «مشروطه» و «دوران جنگ جهانی دوم» را دیده، «انقلاب اسلامی» و «دوران دفاع مقدس» را نیز دیده است. بنابراین، در تأیید پرسش و نکته‌ای که به آن اشاره داشتید می‌خواهم عرض کنم که اشعار استاد شهریار به‌روز، قابل فهم و قابل درک است و خیلی می‌تواند در همان مسئله‌ای که اشاره داشتید، یعنی «هویت‌یابی فرهنگی و اجتماعی»، به‌خصوص برای جوان‌های عزیزمان، یاری‌رسان باشد.

گاهی اوقات که صحبت از شعرای بزرگ دوران، به عنوان مثال قرن چهارم تا هفتم، می‌شود، بسیاری از جوان‌ها ممکن است در ذهنشان این باشد که این اشعار قدیمی هستند و به‌روز نیستند؛ اما حُسن اشعار «استاد شهریار» این است که علاوه بر اینکه برگرفته از قرآن و هنری است که انسان را به خدا نزدیک می‌کند، معاصر بودن را نیز در بطنِ خود دارد.

جوان‌های عزیزمان به‌راحتی می‌توانند هم بفهمند و هم احساس کنند که این شعر با زندگی خودشان ارتباط دارد و به واقع نیز همین‌طور است. اگر بخواهیم «استاد شهریار» را با قرآن و احادیث تطبیق دهیم، فکر می‌کنم تمام ابیات و اشعارش به نوعی برگرفته از قرآن و احادیث است.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

به‌خصوص منظومه «حیدربابایه سلام» که بسیار معروف است. این اثر به نوعی با «سوره والعصر» ارتباط معنایی دارد؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: «وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر».

اگر «حیدربابایه سلام» را از ابتدا تا انتها ادامه بدهید، همین مسئله را مطرح می‌کند که انسان در این عصر و زمان، اگر عمل صالح انجام ندهد و به سوی حق و صبر حرکت نکند، به خسران خواهد رفت. به نظر من، مصداق این سوره را می‌توان در «حیدربابایه سلام» مشاهده کرد.

آن موردی هم که حضرت‌عالی اشاره فرمودید، یعنی «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» و مسئله دنیا و آخرت، در شعر «استاد شهریار» نیز به صورت قابل فهم و عمومی مطرح شده است.

«استاد شهریار» در زبان آذری (ترکی) نیز به فانی بودن دنیا اشاره کرده است؛ یعنی دنیا فانی و رفتنی است و چیزی که باقی می‌ماند، عمل انسان است. شما در فلسفه «افلاطون» نیز بحث مفصلی درباره «عالم مُثُل» دارید و «ارسطو» نیز مباحث فلسفی خود را دارد؛ اما «استاد شهریار» همین مفاهیم را به زبانی بسیار عام، ساده و قابل فهم بیان کرده است.

به همین دلیل، «استاد شهریار» یک نابغه، یک بنیان‌گذار، یا به تعبیر دقیق‌تر، «استمراردهنده تشیع» به زبان شعر و به زبان عامه‌فهم بوده است؛ به زبان روز و زبان معاصر.

در رابطه با «وطن‌دوستی» استاد شهریار نیز همین مسئله را می‌بینیم. او هم در انقلاب، هم پیش از انقلاب و هم در زمان دوران دفاع مقدس، به‌شدت وطن‌دوست بود. این وطن‌دوستی را در اشعاری که برای رزمندگان سرود و همچنین در اشعار دوره‌های قبل، از جمله مشروطه، می‌توان مشاهده کرد.

یک بیت از شعر ایشان را در رابطه با وطن‌دوستی عرض می‌کنم. اگر بخواهیم آن را با حدیث مشهور «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْإِیمَانِ» تطبیق دهیم، «استاد شهریار» خیلی جالب این مسئله را مطرح می‌کند و می‌فرماید:

درمان خود به دادن جان دید شهریار

عشقی که درد عشق وطن بود، درد او

این بیت به‌راحتی عشق را با وطن پیوند می‌دهد و می‌تواند مصداقی از همان مضمون مشهور درباره «حُبِ وطن» باشد؛ یعنی نشان می‌دهد که «شهریار شیرین‌سخن» چقدر عاشق وطن بوده و جان دادن را در راه پاسداشت وطن ارزشمند می‌دانسته است.

ایکنا – جناب ستاری، حال از زاویه دید شما می‌خواهم تا همین جنس تمرکز را، چه در اشعار فارسی و چه در اشعار آذری «استاد شهریار»، بر بلندای نوع نگاه معاصر او داشته باشیم؛ آن عقبه‌ای که «استاد شهریار» از تمدن فارسی می‌گیرد، بازتابش در شعر امروز با زبان امروز و ادبیات امروز است و البته توجه کردن به هر اتفاقی که در پیرامون خودش می‌افتد؛ چه سیاسی باشد، چه مربوط به زندگی عاطفی خودش باشد و چه مربوط به اجتماعی باشد که در آن زندگی می‌کند. از این باب سخن ساز کنید.

اکبر ستاری: البته «استاد شهریار» همان اشعاری را که در قالب غزل و مثنوی و شعرهای آذری (ترکی) به‌صورت سروده نوشته، در کنار اینکه مذهبی و اعتقادی هستند، به حتم و قطع تلنگر سیاسی نیز دارند.

آنجا که در شعری آذری انسانی را مانند شیری در قفس نشان می‌دهد که در حال استمداد از افرادی است که بی‌مروتی می‌کنند.

یا در همان شعر «همای رحمت» که می‌گوید:

به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست، اکنون به اسیر کن مدارا

اشاره داشتید حضرت «استاد شهریار» ماندگار است؛ نه به خاطر اینکه «روز شعر و ادب فارسی» را به نام «استاد شهریار» ثبت کردند و بزرگان تصمیم گرفتند، که البته بسیار شایسته بود و حق این استاد نیز همین بود، اما دلیل اصلی ماندگاری «استاد شهریار» آن است که وی شعر کهن را با شعر نو تلفیق کرد و در سه زبان مهم، یعنی عربی، فارسی و آذری (ترکی)، اشعاری ارائه داد که همه توانستند از آنها استفاده کنند. او وجودش را در این مسیر قرار داد.

در زمان مشروطیت، بعضی دوستان خاطره تعریف می‌کنند که بعد از مشروطه و پیش از انقلاب، حتی تعدادی از گروه‌هایی که مختص به افراد سیاسی با روش‌های فکری مختلف بودند، می‌رفتند خدمت استاد تا با او عکس بگیرند و از این طریق ارتباطی ایجاد کنند اما احتیاط استاد بر این مبنا بود که مبادا آنها بخواهند او را به سمت خودشان منتسب کنند. همیشه قرآن و سجاده‌اش کنار او بود؛ یعنی می‌گفت من وابسته به اینها نیستم و به اصول خودم معتقدم.

این مسئله بسیار مهم است و ماندگاری نام «استاد شهریار» در گذر تاریخ، بیشتر به همین دلیل معنا پیدا خواهد کرد؛ به این خاطر که نسل جدید و نسل اهل مطالعه، خواه‌ناخواه سراغ «استاد شهریار» و اشعار او خواهند رفت؛ یا به خاطر قیاس با شعر کهن و یا به خاطر تطبیق آن با زمان معاصر.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

اینها از محسنات شعر معاصر ما است که همان علاقه و ارتباط با احادیث و قرآن را حفظ کرده است؛ کمااینکه مولانا نیز چنین بوده است. مولانا می‌گوید:

چون تو در قرآن حق بگریختی

با روان انبیا آمیختی

و در جای دیگر نیز می‌گوید:

هست قرآن حال‌های انبیا

ماهیان بحر پاک کبریا

همین موضوع را در اشعار «استاد شهریار» نیز می‌بینیم.

در شعر «استاد شهریار»، تطبیق جامعه‌شناختی نیز وجود دارد. آقای دکتر ملکی نیز در همین میزگرد اشاره داشتند که ما علاوه بر نگاه ادبی، نگاه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نیز در شعر استاد شهریار داریم. به خصوص ضرب‌المثل‌هایی که «استاد شهریار» در اشعارش می‌آورد، چقدر ساده و روان، اما در عین حال بسیار قوی هستند. یا در اشعار آذری (ترکی)، از جهت فلسفی اشاره می‌کند که:

حیدربابا، دوْنیا یالان دوْنیادی

‫سلیمان‌نان، نوحدان قالان دوْنیادی

یعنی دنیا فانی و دروغین و گذراست و آنچه از انسان باقی می‌ماند، نشانی از او و اندیشه اوست.

نام «افلاطون» نیز در همین نگاه مطرح می‌شود؛ خودش نیست، اما افکار و نظریاتش باقی مانده است و حتی مفهوم «مُثُل افلاطونی» که بیشتر در فلسفه کاربرد دارد، در شعر به صورت ساده بیان شده است.

«استاد شهریار» ضرب‌المثل‌های عامیانه را چنان در داخل شعر، استادانه، ماهرانه و زیبا آورده‌اند که هرچقدر مترجم تلاش کند آن را به زبان دیگری ترجمه کند، آن ملاحت اصلی را نخواهد داشت؛ ولی مفهوم را متوجه خواهد شد.

استاد با دوستانش رفت‌وآمدهایی داشته و از دوران کودکی خودش، از دوران مادربزرگش و از مادرش سخن گفته است. آن شعری که درباره سفر مادربزرگش به کربلا و فوت ایشان دارد، همه اینها نوعی نوستالژی برای هم‌نسلان ما و نوآوری برای افرادی است که می‌خواهند مطالعه کنند. اگر استاد شهریار ماندگار شده است، به حتم بر مبنای قرآن و اهل‌بیت(ع) بوده است.

آنجا که می‌گوید:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

این شعر ساده‌ای نیست.

وقتی کسی می‌خواهد به عزا برود، با وسایل عزاداری می‌رود؛ ولی وقتی تمام قافله را همراه می‌کند، خانواده، زن، بچه، با شکوه و طمطراق بسیار زیاد و وسایل فراوان، باید ببینیم کجا می‌خواهد برود.

بعد این موضوع سیاست زمانه را نیز اشاره می‌کند و می‌گوید:

دشمنان بی‌مروت، دوستان بی‌وفا

با کدامین سر کند، مشکل دو تا دارد حسین

دشمنش که دیگر دشمن آشکار و مشخص است؛ دوستانش نیز برخی بی‌وفا بودند و نامه نوشتند، دعوت کردند، اما نتوانستند به عهد خود عمل کنند. بنابراین، امام حسین(ع) میان این دو وضعیت قرار گرفته است و شاعر می‌پرسد با کدامین سر کند.

این مشکل در هر عصری وجود دارد. در تمام اعصار، طیف‌هایی می‌آیند و مشکلات ایجاد می‌کنند و چنین وضعیتی شکل می‌گیرد. آن زمان شعر درباره دوره امام حسین(ع) سروده شده است، اما در همه اعصار می‌توان برای آن مصداق پیدا کرد.

ایکنا – خانم شیدایی، برای طرح این پرسش از فصلی از همان گفت‌وگوی قبل در بخش نخست این میزگرد وام می‌گیرم، اما می‌خواهم از یکی دو فراز از صحبت‌های آقای ملکی و ستاری در این نشست نیز استفاده کنم؛ مقداری برویم سراغ آن مبحث یا نگاهی که جوان امروز دارد. این جوان فقط جوان دانشگاهی نیست؛ ممکن است فرزند یکی از والدینی باشد که شاید متن نشست را بخواند یا این برنامه را ببیند و آن را دنبال کند. ما از یک سو جهانی را در حوزه گستره داده‌های رسانه‌ای، اطلاعاتی و ارتباطاتی داریم که به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، شمایلی بسیار زیبا دارد و می‌تواند انسان را فریفته کند؛ اما در نهایت ممکن است وقتی وارد آن می‌شویم، محتوا حتی ضدفرهنگی باشد. این موضوع به مسئولان و متولیان مربوط است؛ اما در این میان، زبان فرهنگ و هنر ما که شاید شناسنامه‌اش همین شعر و ادب باشد، شاید بتواند به نوعی دست نجاتی برای نوجوان و جوان امروز باشد. می‌خواهم ورود به بحث جوان و نوجوان امروز را با طلیعه کلام شما داشته باشم.

نرگس شیدایی: برای پاسخ به این پرسش ابتدا اجازه می‌خواهم که چند مثال بزنم. در کلاس‌های ادبیاتی که در دانشگاه برگزار می‌کنم، بیشتر از خود دانشجویان استفاده می‌کنم تا بیایند و ارائه داشته باشند و کنفرانس برگزار کنند. اکثر دانشجویان آذری‌زبان (ترک‌زبان) ما، «استاد شهریار» را انتخاب می‌کنند. البته صددرصد این‌گونه نیست و بسیاری از علاقه‌مندان نیز هستند که آذری‌زبان (ترک‌زبان) نیستند، اما «استاد شهریار» را انتخاب می‌کنند.

در کلاس‌های ۱۰۰ نفره خودم که اغلب در سالن اجتماعات یا سالن تئاتر تشکیل می‌شود، دقت می‌کنم وقتی یک نفر می‌آید و شروع می‌کند به خواندن شعرهای استاد شهریار، چه آذری‌زبان (ترک‌زبان) باشند و آن را بفهمند و چه نباشند، همه گوش می‌کنند. نمی‌دانم اشعار «استاد شهریار» چه انرژی و کِششی دارد؛ اما آن شعر، با وجود اینکه به زبان آذری (ترکی) است و می‌تواند برای برخی افراد ثقیل باشد و بعضی آواهای آن دشوار باشد، بسیار دلنشین است. انگار یک موسیقی، یک وزن عروضی خاص، یک لطافت آوایی و زیبایی در آن وجود دارد که مخاطب را جذب می‌کند؛ حتی اگر معنای آن را متوجه نشود. یعنی باید برای او ترجمه شود تا معنای آن را بفهمد، اما خود آوا و موسیقی شعر او را جذب می‌کند. من این را به چشم خودم دیده‌ام.

از طرف دیگر، من در فضای مجازی فعالیت می‌کنم و دانشجویان و اکثر افرادی را که در صفحات مجازی من حضور دارند، می‌بینم. به واقع به نظرم می‌رسد جوان امروزی تشنه «هویت فرهنگی» است و «هویت فرهنگی ایرانی» را دوست دارد؛ اما ممکن است نداند که این هویت فرهنگی ایرانی با «هویت و فرهنگ اسلامی» درهم‌تنیده است.

در کلاس‌های خودم به عینه شاهد این مسئله بوده‌ام و حتی در صفحه‌های مجازی نیز می‌بینم که شما می‌توانید به زیبایی، این مسئله را به جوان ایرانی، نوجوان ایرانی و حتی کودک منتقل کنید و زبان شعری و زبان فرهنگ دینی را در قالب شعر به آنها ارائه دهید.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز زبان و ادبیات فارسی، به‌خصوص ادبیات فارسی، این است که توانسته بین متن مقدس و تجربه انسانی، میان سنت و نوآوری و میان میراث معنوی گذشته و نیاز انسان امروز ارتباط برقرار کند.

اما اگر بخواهم درباره انتقال این میراث به نسل جدید، مطابق پرسش شما، صحبت کنم، به گمان من اگر تنها بیاییم بگوییم این آیات و این احادیث و این مضامین در شعر و ادب فارسی وجود دارند، به‌تنهایی کافی نیست. من باید نشان بدهم که این مفاهیم در طول تاریخ چگونه به هنر تبدیل شده‌اند. این بحث بسیار بزرگی است. اینکه چگونه این میراث معنوی و استفاده از قرآن و حدیث توانسته به هنر تبدیل شود، این مهم به قطع و حتم جای فکر و اندیشه دارد.

همین‌طور باید نشان دهیم که چگونه هر شاعری، متناسب با جهان فکری و تاریخی خودش، این پیوند را برقرار کرده است. زمانی که آن شاعر زندگی می‌کرده نیز اهمیت دارد. به عنوان نمونه «حافظ» در دوران خودش، «مولانا»، «رودکی» و «فردوسی» در دوران خودشان، هرکدام چگونه توانسته‌اند این پیوند را برقرار کنند و این هویت دینی را دوباره معنا کنند.

پس باید به جوان امروز این را بگویم که ببین، این خودش به تنهایی هنر بزرگی است که ما در نقطه‌ای قرار گرفته‌ایم که شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان، آن مفاهیم بالا و والا و شاید متافیزیک را گرفته‌اند و وارد هنر کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که با نیازهای انسان امروز در هر دوره‌ای ارتباط پیدا کند. از «سبک خراسانی» و «سبک عراقی» در طول تاریخ گرفته تا دوره‌های بعد، شاعران توانسته‌اند مفاهیم دینی و معنوی را با نیاز انسان همان روزگار عجین کنند.

در مورد «استاد شهریار» نیز این موضوع می‌تواند بسیار راهگشا باشد. جهان اندیشگی و شاعرانگی «استاد شهریار» تنها مربوط به یک دوره تاریخی خاص نیست؛ شاید تفاوت او با دیگر شاعران این باشد که شعرِ ناب او در نقطه‌ای است که توانسته میراث ادبی کلاسیک را با فرهنگ انسان امروز درهم بیامیزد. شاید همین تلاقی تجربه انسان معاصر، فرهنگ دینی و ادبیات کلاسیک در شعر «شهریار»، او را به «استاد شهریار» تبدیل کرده است.

اگر قرآن را یکی از سرچشمه‌های بزرگ فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بدانیم، ادبیات فارسی می‌تواند یکی از زیباترین و شکوهمندترین عرصه‌های بازتاب و بازآفرینی این سرچشمه باشد؛ یعنی به تقریب تأثیر و تأثری وجود دارد که هم ادبیات به فرهنگ دینی بخشیده و هم فرهنگ دینی به ادبیات بخشیده است.

ایکنا – جناب ملکی، دلم می‌خواهد به‌عنوان فصل پایانی صحبت‌های شما، در کنار اینکه اگر نکته‌ای از سخنان پیشین شما باقی مانده است به آن بخش از زندگی عاطفی «استاد شهریار» نیز نگاهی داشته باشیم. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، سهم زندگی عاطفی شهریار، چه آن فصلی که شاید عامدانه فاصله می‌گیرد از مفهومی به نام «عشق زمینی» تا دوباره در حقیقت جنس عاشق شدن و آن تبلوری که در این زیست او و در آن فاصله و حالا سرخوردگی عاطفی که تجربه می‌کند، در اشعار شاعرانه و عاشقانه شهریار به‌شدت نمود و بروز دارد. به این موضوع نیز ارجاع و اشاره‌ای داشته باشید و اگر نکته یا نکاتی هنوز باقی مانده به‌عنوان فصل پایانی شنوا هستیم.

صفی‌‌الله ملکی: در تأیید صحبت و پرسش شما، اگر بخواهیم بخش عاطفی زندگی «استاد شهریار» را تحلیل کنیم، این شعر معروف:

آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟

بی‌وفا، حالا که من افتاده‌ام، از پا چرا؟

می‌تواند در کنار مفاهیم دینی و دعایی، مورد توجه قرار گیرد.

البته درباره تطبیق دقیق هر بیت با یک آیه، باید احتیاط علمی داشته باشیم؛ اما همان‌طور که اشاره کردید، در ادبیات فارسی، مفاهیم دینی گاهی به شکل تجربه زیسته و عاطفی بازتاب پیدا می‌کنند. یکی از ویژگی‌های بارز «استاد شهریار» این بود که شعر را تا پایان عمر ترک نکرد. این را می‌توان با مضمون مشهور «اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد» نیز مقایسه کرد؛ یعنی جست‌وجوی علم و استمرار یادگیری تا پایان زندگی.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

چون بهانه این میزگرد تحت عنوان تأثیرگذاری آیات و احادیث در اشعار «استاد شهریار» است، اجازه بدهید یک نکته دیگر را نیز به‌صورت مصداق تطبیقی عرض کنم.

آیه‌ای داریم که می‌فرماید:

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ…» (آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات) «شما را از زن و مرد و گروه‌ها و قبایل مختلف آفریدیم تا یکدیگر را بشناسید؛ اما هیچ‌کدام نسبت به دیگری برتری ندارید، مگر به تقوا.»

حالا ببینیم استاد شهریار در شعرش چه می‌گوید. استاد شهریار می‌فرماید:

آدمیان شاخ و برگ همند

کین همه از یک تنه آدم‌اند

برتری نیست کسی را به کسی

برتری از آنِ خدا دان و بس

این درست و با نهایت دقت و ظرافت همان مفهوم (آیه ۱۳ سوره حجرات) را به زبان ساده مطرح کرده است.

اما در پایان دو نکته را می‌خواهم عرض کنم. نکته نخست آنکه خودمان هم بالاخره ۳۰ سال است که استاد دانشگاه بوده‌ایم و با دانشجویان سروکار داشته‌ و داریم. جوان‌های عزیز ما امروز در دنیای دیجیتال و شبکه‌های مجازی هستند و تغییر و تحولات اساسی در حوزه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و هوش مصنوعی به وجود آمده است.

جوان‌های عزیز ما به نوعی مطالبه‌گر شده‌اند و حق هم با جوان‌هاست. جوان می‌خواهد اطلاعات داشته باشد، می‌خواهد سطح دانش و آگاهی‌اش بالا باشد و اطلاعاتش کافی باشد. این اطلاعات و آگاهی نیاز به چنین جلساتی، چنین تبیین‌هایی، چنین تشریح‌هایی و چنین شبکه‌ای از گفت‌وگوها و مصاحبه‌ها دارد تا نیازهای عاطفی و فکری جوانان پاسخ داده شود. از خبرگزاری ایکنا و شما بابت طرح این نشست این مسئله تشکر می‌کنم.

نکته آخر این است که امروز جامعه ما به‌شدت نیاز به «وحدت»، «همبستگی»، «انسجام»، «صمیمیت» و «همدلی» دارد. خواهشم این است که خبرگزاری بین‌المللی قرآن که خودش متولی قرآن و احادیث بوده و هست و عملکرد خوبی نیز داشته است، چون من در شبکه‌های مجازی پیگیر هستم و بر اساس انصاف در حوزه سیاسی و همچنین در حوزه فهم و معرفت قرآن بسیار کار کرده و همچنان کار می‌کند، در حوزه «وحدت»، «انسجام» و «همدلی» در جامعه نیز بیشتر تلاش کند و برنامه‌های بیشتری برگزار کند.

جوان‌های عزیز ما اطلاعات کافی ندارند و همان‌طور که اشاره داشتید، نوعی تزلزل فرهنگی ایجاد شده است. تنها منبع و مرجعی که می‌تواند این جوانان را با اسلام، دین و اعتقادات بیشتر آشنا کند و شناخت، معرفت و بصیرت آنها را بالا ببرد، به نظر من همین خبرگزاری قرآن است.

بنابراین تشکر می‌کنم و خواهشم این است که این جلسات استمرار پیدا کند و از استادان بزرگوار نیز استفاده شود تا مطالبه‌گری جوان‌ها و نیازهای فکری، روانی و واقعی آنها پاسخ داده شود.

ایکنا – جناب ستاری حال در بخش پایانی در خدمت شما هستیم. نکته‌هایی را که فکر می‌کنید به‌عنوان فصل پایانی فرمایشتان باید بیان کنید، با گوش جان می‌شنویم.

اکبر ستاری: بیش از ۳۰ سال تجربه تدریس در بخش‌های مختلف تحصیلی دارم و هنوز هم با جوانان ارتباط دارم. همان‌طور که آقای ملکی فرمودند، درباره جوانان‌مان باید عرض کنم که خبرگزاری قرآن این حُسن را دارد که اگر مجموعه مقداری توجه به جوانان را بیشتر کند و جذابیت ایجاد کند، می‌تواند بسیار مؤثر باشد. خدا «آقای قرائتی» را حفظ کند. برای مثال حاج‌آقا قرائتی در این مدت چندین سال که درس‌های قرآن را ارائه می‌کرد، کوتاه، مفید و مختصر بود، در عین حال مقداری طنز نیز داشت؛ هم مخاطب را می‌خنداند و هم مطلب را به‌راحتی به جامعه منتقل می‌کرد. این بخش را باید بیشتر تقویت کنیم و ان‌شاءالله در این زمینه، خود مجموعه خبرگزاری ایکنا به حتم توجه ویژه خواهند داشت.

اشاراتی که «استاد شهریار» و همه شاعرانی که متصل به قرآن بوده‌اند، دارند، در هر عصری به نوعی مشخص می‌شود.

مثلاً ناصرخسرو اشاره می‌کند:

پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش

تا در رسم مگر به رسول و شفاعتش

و در ادامه این غزل نیز درباره رسول اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) سخن می‌گوید. اینجا اشاره می‌کند که من متصل به خدا، پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) هستم.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

در ادامه نیز اگر به تمام اشعار «سعدی» و «حافظ» را نیز دقت کنیم، باز خود «سعدی» بارها و بارها به قرآن و مضامین قرآنی اشاره کرده است؛ چه در «گلستان» و چه در «بوستان».

به عنوان مثال «سعدی» می‌گوید:

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

آن صانع قدیم که بر فرش کائنات

چندین هزار صورت الوان نگار کرد

ترکیب آسمان و طلوع ستارگان

از بهر عبرت نظر هوشیار کرد

بحر آفرید و بر و درختان و آدمی

خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد

این اشعار و این مضامین، همه در حیطه اشعار اجتماعی، فرهنگی، ادبی و اخلاقی «استاد شهریار» نیز به نوعی استمرار پیدا کرده‌اند. نمونه آن نیز «همای رحمت»، اشعار درباره حضرت علی(ع) و دیگر اشعار آیینی «استاد شهریار» است. اینها حُسن‌های متعددی است که در شعر شهریار وجود دارد.

ما نیز دعا می‌کنیم که ان‌شاءالله در این ایام، هم خبرگزاری ایکنا و هم دوستانی که در جمعشان بودیم، به احترام حضرت مولا علی(ع) و به حرمت استاد شهریار، در این ماه که روز شعر و ادب فارسی به نام ایشان نام‌گذاری شده است، قدمی بردارند و حداقل با شما و در جوار دوستان، این مسیر را ادامه دهند.

در اینجا می‌خواهم یکی از اشعار استاد شهریار را که من بسیاری از اشعار او را تضمین کرده‌ام، بخوانم. من اشعار شاعران قدیمی، مثل «فضولی»، «نسیمی»، «نباتی»، «سیدعظیم شیروانی» و «استاد شهریار» را به‌صورت کامل تضمین کرده‌ام. اشعار آذری (ترکی) را در حدود شش جلد و علاوه بر آن، مجلدات دیگری از غزلیات فارسی، آذری (ترکی) و عربی را نیز جداگانه منتشر کرده‌ام.

یکی از غزل‌های مشهور استاد شهریار که جا دارد به آن نیز اشاره کنم، شعری است که با این عبارت آغاز می‌شود:

«ایذنی وِر توی گِجَسی، من سنه دا دایه گَلیم»

که یکی از اشعار عرفانی و عاشقانه «شهریار» است. من این شعر را تضمین کرده‌ام و تقدیم می‌کنم خدمت دوستان، از باب اینکه این یادگار باقی بماند.(با توجه به سختی خوانش زبان آذری به رسم‌الخط فارسی، شعرخوانی آقای اکبر ستاری در فیلم موجود است و متن آن در خبر نیامده است.)

ایکنا – حال در این گاه پایانی فصل آخر صحبت‌های شما را خانم شیدایی، داشته باشیم. اگر شما هم روایت شعری یا بیتی دارید، با گوش جان خواهیم شنید.

نرگس شیدایی: ابتدا اجازه می‌خواهم که درباره «نسل زد» صحبت کنم. سال گذشته، من دوره دکترای مدیریت کسب‌وکار (DBA) را گذرانده بودم و یکی از مفاهیمی که بسیار به آن پرداخته می‌شد، مدیریت بر «نسل زد» بود.

در کنار تشکر بسیار از میزبانی شما و خبرگزاری ایکنا بابت برگزاری چنین نشست‌های تخصصی و متنوع، می‌خواهم پیشنهاد بدهم که براساس جامعه‌شناسی امروز، روانشناسی امروز و علاقه‌مندی‌های «نسل زد»، باید این نسل شناخته شود و برای آنها برنامه ساخته شود. همیشه می‌گویم که امروز خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ما دارند با شبکه‌های مجازی رقابت می‌کنند و این کار بسیار سختی است؛ چون برنامه‌سازی‌ها مطابق یک مهندسی مشخص پیش می‌رفتند؛ به عنوان نمونه مقدمه داشتند، تنه داشتند و نتیجه داشتند.

اما امروز، در کلاس‌های اصول و فنون مذاکره می‌گوییم که باید مانند «ریلزهای اینستاگرام»، یک قلاب وجود داشته باشد که آن فرد را جذب کند.  یعنی در صحبت‌هایی که به‌خصوص برای «نسل زد» و «نسل جوان» می‌شود، باید این قلاب‌ها و جذابیت‌ها ایجاد شود تا آنها علاقه‌مند شوند حرف ما را بشنوند. این موضوع، روان‌شناسی خاصی دارد.

هنوز آماده نیست////// استاد شهریار استمرار دهنده تشیع به زبان روز و معاصر است +فیلم

اینجا باز من یک گریز می‌زنم و می‌گویم در میان شاعران معاصر، «استاد شهریار» نمونه‌ای از تداوم سنت در راستای فهم و نوآوری است. «استاد شهریار» در کنار سنت، با استفاده از سنت، مانع خلاقیت و نوآوری خودش نشده و توانسته است این کار را انجام دهد و به عمیق‌ترین منابع آفرینش ادبی دست پیدا کند.

او می‌فرماید:

برکن از دل شجر وسوسه شیطانی

تا جهنم نکنید جنت جاویدان را

این همان نکته‌ای است که می‌خواهم در پایان بر آن تأکید کنم؛ یعنی اگر بخواهیم برای نسل امروز از فرهنگ، قرآن، حدیث، شعر و ادب فارسی سخن بگوییم، باید همان کاری را انجام دهیم که «استاد شهریار» انجام داد؛ یعنی از میراث گذشته فاصله نگیریم، اما آن را در قالب زبان، نیاز، تجربه و ذائقه انسان معاصر بازآفرینی کنیم.

به نظرم، همین نقطه می‌تواند حلقه اتصال نسل امروز با میراث فرهنگی، ادبی و دینی این سرزمین باشد.

مطالب مرتبط

از خوش‌گناب تا گلشن راز ایران

از خوش‌گناب تا گلشن راز ایران روایتی از شهریار، شیخ شبستر و ترکان…

20 سپتامبر 2026

جذب بیش از ۸۵۰۰ دانشجو در طرح استادمحوری سامانه نان

به نقل ازمؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC)،…

19 سپتامبر 2026

فراخوان ثبت‌نام طرح آموزش‌یار و پژوهش‌یار ۱۴۰۵

بنیاد ملی نخبگان با هدف حمایت از دانشجویان مستعد تمام وقت دوره…

19 سپتامبر 2026

دیدگاهتان را بنویسید