صفحه اصلی > اخبار : بی توجهی به مشاهیر و مفاخر زبان و ادبیات فارسی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

بی توجهی به مشاهیر و مفاخر زبان و ادبیات فارسی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

هفته گذشته روز شعر و ادب فارسی و نکو داشت مقام استاد شهریار در حالی سپری شد که متولی اصلی این روز یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ب اعتنای از کنار این روز رد شد .هفته بعد هم روز شمس تبریزی  و روز بزرگداشت مولانا را در پیش داریم .متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ برنامه ای برای این دو روز بزرگ پیش بینی نکرده است.این بی توجهی آسیب بزرگی به هویت ملی می زند .

بی‌توجهی به مشاهیر و مفاخر شعر و ادب فارسی، تنها یک نقص فرهنگی یا علمی نیست؛ بلکه از منظر جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی، یک «بحران هویت» است که می‌تواند ساختار بنیادین یک ملت را متزلزل کند.

در اینجا به تحلیل چند جنبه‌ی اصلی این آسیب‌ها می‌پردازیم:

۱. گسست تاریخی و فرسایش پیوند میان نسل‌ها

ادب فارسی، زنجیره‌ای است که گذشته، حال و آینده را به هم متصل می‌کند. وقتی نسل جدید با اشعار فردوسی، حافظ یا شاهریار پیوند خود را قطع می‌کند، در واقع «ریشه» خود را از دست می‌دهد. این گسست باعث می‌شود که فرد، تاریخ خود را نه یک روایت زنده و جاری، بلکه مجموعه‌ای از وقایع خشک و بی‌ارتباط ببیند. بدون این پیوند، هویت ملی به جای یک جریان مستمر، به تکه‌های پراکنده و بی‌ارتباط تبدیل می‌شود.

۲. تضعیف «نقشه ذهنی» و فضای مشترک فرهنگی

مشاهیر ادبی، ارزش‌ها، نمادها و استعاره‌های مشترکی را خلق می‌کنند که «زبانِ مشترکِ احساسی» یک ملت است. وقتی مردم از مرجعیت ادبی خود فاصله می‌گیرند، آن فضای معنایی مشترکی که باعث می‌شود یک ایرانی در هر کجای جهان با شنیدن یک بیت از شعر، احساس نزدیکی کند، از بین می‌رود. این امر منجر به «انفرادزدایی فرهنگی» می‌شود؛ یعنی هر فرد در جزیره‌های فرهنگی خود (غالباً متاثر از فرهنگ‌های وارداتی) زندگی می‌کند و دیگر «ما»ی ملی معنای عمیقی ندارد.

۳. آسیب‌پذیری در برابر سلطه فرهنگی (Cultural Hegemony)

هویت ملی، سنگر دفاعی در برابر موج‌های جهانی‌سازی و سلطه فرهنگی دیگر جوامع است. ادبیات، بستر اصلی انتقال جهان‌بینی یک ملت است. بی‌توجهی به مفاخر خود، خلاء فرهنگی ایجاد می‌کند و این خلاء به‌سرعت توسط الگوهای بیگانه پر می‌شود. در نتیجه، نسل‌های بعدی به جای آنکه با تکیه بر غرورِ ناشی از میراث ادبی خود، با جهان روبرو شوند، با «احساس حقارت فرهنگی» یا «کپی‌برداری کورکورانه» مواجه می‌شوند.

۴. از دست رفتن «کدهای اخلاقی و زیستی»

ادب فارسی تنها بازی با کلمات نیست؛ بلکه تجلی نظام اخلاقی، عرفانی و اجتماعی است. اشعار بزرگان، مروج فضیلت‌هایی چون جوانمردی، ایثار، خردگرایی و عشق هستند. نادیده گرفتن این مفاخر، به معنای حذف این «کدهای اخلاقی» از زیستِ روزمره است که در نهایت منجر به بحران‌های اخلاقی و اجتماعی در بدنه جامعه می‌شود.

۵. فرسایش زبان به عنوان ظرف هویت

زبان، ظرفِ هویت است. مشاهیر ادبی، نگهبانانِ اصالت و غنای زبان هستند. بی‌توجهی به آثار آن‌ها باعث می‌شود که زبانِ ملی از حالت «زبانِ اندیشه و خلق» به «زبانِ کاربردی و سطحی» تقلیل یابد. وقتی اصالت زبانی از دست برود، هویت ملی نیز چون ظرفی خالی، ماهیت خود را از دست می‌دهد.

جواد وندنوروز

رئیس بنیاد فرهنگی مقبره الشعرا استاد شهریار

مطالب مرتبط

چرا استیون کینگ برنده نوبل نمی‌شود؟

به گزارش ایسنا، در گزارش این نشریه آمده است: برنده بعدی جایزه…

24 سپتامبر 2026

استقبال از کتاب خاطرات جنجالی برادر پرنسس «دایانا»

به گزارش ایسنا، مردم بریتانیا، پس از آنکه اتهامات جنجال‌برانگیز درباره ازدواج…

24 سپتامبر 2026

شفیعی کدکنی، حسن‌زاده، حجوانی و سیدآبادی در فهرست «کلاغ سفید»

به گزارش ایسنا، «فهرست کلاغ سفید» ۲۰۲۶  کتابخانه‌ بین‌المللی کودکان مونیخ در…

24 سپتامبر 2026

دیدگاهتان را بنویسید