تمرکز موضوعها بر ارائة اطلاعات ادبی
مقصود از اطلاعات، همان مفهومی است که مورد نظر تافلر است و در مقدمه توضیح آن ذکر شد. این آسیب، اکثر پایاننامههای رشتة زبان وادبیات فارسی را گرفتار خود کرده است. موضوع بیشتر پایان نامهها بر این تمرکز دارند که اطلاعاتی طبقهبندی شده از آثار منظوم و منثور فارسی ارائه دهند؛ برای نمونه:
ـ ابزار و اصطلاحات موسیقی در شعر فارسی(شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و دیوان حافظ)؛
ـ ابیات عربی در متون ادبی فارسی تا نیمه دوم قرن ششم؛
ـ احادیث قدسی در مرصادالعباد و کشف المحجوب؛
ـ ساز و نوا در ادب پارسی از آغاز تا پایان قرن ششم؛
ـ سجع و جناس در سند بادنامه ظهیری سمرقندی؛
ـ سلیمان در ادب فارسی(از آغاز تا قرن هشتم هجری)؛
ـ آیات و احادیث حدیقه سنایی؛
ـ عناصر اربعه در شاهنامه فردوسی؛
ـ فرق صوفیه در کشف المحجوب.
در عصر انفجار اطلاعات و دانایی صرف ارائة اطلاعات طبقهبندی شده نمیتواند به تنهایی مفید و کارساز باشد، بلکه اطلاعات زمانی ارزش پیدا میکند که بتواند به عنوان پایهای برای تولید دانش قرار گیرد و قابلیّت حصول استنتاجهای علمی و کاربردی را داشته باشد. برای روشنتر شدن بحث فقط تصوّر کنید که از موضوعهای ذکر شده چه نتایج کاربردی و مفیدی میتوان گرفت. رشته زبان وادبیات فارسی همچون دانشگاه صنعتی شریف که هیچ خیری به این مملکت نمی رساند و صرفا در خدمت دانشگاههای کانادا و امریکا است و نخبگان را جذب کرده و به کانادا می فرستد به درد این جامعه نمی خورد و هیچ توجهی به نیاز های این مملکت نمی کند .به نظر میرسد که این آسیب از آنجا نشأت میگیرد که تعریف اطلاعات و دانش، مرز میان آنها، چگونگی تبدیل اطلاعات به دانش و شیوة استنتاج بر دانشجویان و استادان ایشان مبهم و پنهان است. بهنظر شما چه عنوان پایان نامه یا رساله ای در رشته زبان وادبیات فارسی به درد این جامعه که در اقیانوسی از مشکلات و بی مدیریتی غرق است می خورد و دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی چگونهمی تواند با پایان نامه خود یکی از یمیلون ها مشکلات این کشور را حل کند؟ پایان نامه های با عناوین بالا چه مشکلی از مشکلات این کشور را حل می کنند؟چرا استادان ما راه خاکی را برای دانشجویان هموار می کنند؟
دکتر جواد وندنوروز
رئیس بنیاد استاد شهریار


